سراییده عشق فرشته
زمانی ما در کنار هم در آب های روشن از مهتاب شنا می کردیم
اقیانوس های دورتر از روزهای بیدار
سقوط من برای تو خواهد بود
عشق من برای تو خواهد بود
اگر تو کسی باشی که مرا زخم می زنی
تا ابد خون خواهم ریخت
رایحه دریا قبل از بیداری جهان
مرا به سوی تو می آورد
در خاطرات آبی
سقوط من برای تو خواهد بود
عشق من برای تو خواهد بود
اگر تو کسی باشی که مرا زخم می زنی
تا ابد خون خواهم ریخت
در خاطرات آبی
نام مرا بسرای ای عشق من
هنوز من آهنگ هایم را درباره آن رویایم می نویسم
که به اندازه تمام وجودم می ارزد
کودک بار دیگر متولد می شود
و صدای ناقوس او را به سوی من حمل می کند
اولین آن ها ، عشق های واقعی
نشسته روی بال یک فرشته می سراید
بی اعتنا به عشق و جدایی
مرا به خانه ببر یا همین جا رهایم کن
عشق من در قلب تاریک شب
راه را در مقابلم گم کرده ام
راه پشت سر مرا هدایت می کند
مرا ببر
مرا مرهم نه
مرا بکش
مرا به خانه ببر
به هر طریقی
هر روز
فقط حلقه ای دیگر در طناب دار
مرا ببر ، مرا مرهم نه ، مرا بکش ، مرا به خانه ببر
به هر طریقی ، هر روز
به خودمان می نگرم که ارمیده ایم
گناه کهن آدم و حوا را تکرار می کنیم
گناه کهن من و تو
این دیو هیبت عاشق را ببخش
کودکیم را به من بازگردان
مرا بدون این قفس نشانم بده
مانند شروع ماه می
من آنجا خواهم بود وقتی بگویی
زمان آن است که دیگر هرگز عشقمان را در آغوش نگیریم
سقوط من برای تو خواهد بود
عشق من برای تو خواهد بود
اگر تو کسی باشی که مرا زخم می زنی
تا ابد خون خواهم ریخت
-----
عکس از "لونا لاو هیرو"

No comments:
Post a Comment