Popular Posts

Powered by Blogger.

A little pinch of Smile :)

آرایشگری بود در کرج که نذر داشت هر سال به مدت یک هفته مجانی اصلاح کند . گل فروشی پیش او می رود و در انتها که می خواهد پول پرداخت کند آرایشگر به او می گوید که پول را قبول نمی کند و به عنوان کار خیر دارد این کار را می کند . گل فروش خوشحال آرایشگر را ترک می کند . روز بعد آرایشگر دم در مغازه یک سبد رز با یک کارت تشکر پیدا می کند .
آن روز قنادی پیش او می رود و در انتها که می خواهد پول پرداخت کند آرایشگر به او می گوید که پول را قبول نمی کند و به عنوان کار خیر دارد این کار را می کند . قناد خوشحال آرایشگر را ترک می کند . روز بعد آرایشگر دم در مغازه ده جعبه شیرینی با یک کارت تشکر پیدا می کند .
 آن روز مهندس نرم افزاری پیش او می رود و در انتها که می خواهد پول پرداخت کند آرایشگر به او می گوید که پول را قبول نمی کند و به عنوان کار خیر دارد این کار را می کند . مهندس نرم افزار خوشحال آرایشگر را ترک می کند . حدس می زنید روز بعد آرایشگر دم در مغازه چی پیدا می کند ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ده مهندس نرم افزار با نسخه پرینت شده یک ایمیل فوروارد شده که آرایشگاهی در این آدرس مجانی آرایش می کند .
< >

No comments:

Post a Comment