جزیره نشین
پیرمردی نشسته در ساحل دریا ، در پایان روز
باد صورتش را نوازش می دهد در حالی که او به افق خیره شده است
جزیره دور افتاده ، تمام فصل هایش یکسان
یک لنگرگاه قدیمی و یک کشتی ، بی نام
دریای بدون ساحل برای تبعید شده ای که هیچ کس او را نشنید
فار (فانس دریایی) را می افروزد ، نوری در پایان دنیا که راه را نشان می
دهد و امید بر دل ها می افکند
ان هایی که در راه خانه هایشان هستند
فار (فانس دریایی) را می افروزد ، نوری در پایان دنیا که راه را نشان می
دهد و امید بر دل ها می افکند
ان هایی که در راه خانه هایشان هستند
این برای طولانی فراموش شده نوری در انتهای دنیا است
گریه افق ، اشک هایی که دیر زمانی است به جا مانده است
گریه افق ، اشک هایی که دیر زمانی است به جا مانده است
پرواز مرغ دریایی او را به رویا می برد
رویای قبل از ان که به نادیده جهان تبدیل شود
پرنسسی در برج ، بچه هایی در چمنزار
زندگی همه را به یکباره به او داد
یک جزیره از کهکشان
رویای قبل از ان که به نادیده جهان تبدیل شود
پرنسسی در برج ، بچه هایی در چمنزار
زندگی همه را به یکباره به او داد
یک جزیره از کهکشان
حالا عشق او یک خاطره است ، روحی در مه
بار دیگر بادبان ها را بالا کشید در حالی که با جهان خداحافظی می کرد
لنگر در اب
بستر دریا زیر پایش
چمن ها زیر پایش
و یک لبخند زیر پیشانیش
بار دیگر بادبان ها را بالا کشید در حالی که با جهان خداحافظی می کرد
لنگر در اب
بستر دریا زیر پایش
چمن ها زیر پایش
و یک لبخند زیر پیشانیش
این برای طولانی فراموش شده نوری در انتهای دنیا است
گریه افق ، اشک هایی که دیر زمانی است به جا مانده است
دیر زمانی ، دیر زمانی دور خیلی دور
گریه افق ، اشک هایی که دیر زمانی است به جا مانده است
دیر زمانی ، دیر زمانی دور خیلی دور

Das ist eine beste Song von Nightwich und hat ein gute Übersetzer:**
ReplyDeleteDank für deine Kommentar ! Die Kommentgeber ist üperhaupt der beste !
ReplyDeleteohhh.danke schön,das ist nett vod dir:***
ReplyDelete