زندگی در تنهایی
صدای قطار را در دوردست بشنو
چه صدای تنهایی
و وقتی محو می شود ، چه سکوتی
می توانی صدای شکستن قلب من را بشنوی
چه صدای تنهایی
و وقتی محو می شود ، چه سکوتی
می توانی صدای شکستن قلب من را بشنوی
این دست ها را بنگر ، اکنون خالی هستند
چون عادت کرده بودند تو را در اغوش بگیرند
گفتم هرگز ان ها را ترک نمی کنم
اما نمی دانم چه شد که ترکشان کردی
چون عادت کرده بودند تو را در اغوش بگیرند
گفتم هرگز ان ها را ترک نمی کنم
اما نمی دانم چه شد که ترکشان کردی
حالا می فهمم عشق که می رود چه حالی است
وقتی عشق می رود
وقتی عشق می رود
کمی گریه خواهم کرد
سپس دراز می کشم و کمی می میرم
چون می دانم جز تو کسی برایم نیست
عزیزم ، اگر نتوانم با تو زندگی کنم
فکر کنم باید در تنهایی زندگی کنم
سپس دراز می کشم و کمی می میرم
چون می دانم جز تو کسی برایم نیست
عزیزم ، اگر نتوانم با تو زندگی کنم
فکر کنم باید در تنهایی زندگی کنم
دعایی است که همیشه ان را می خوانم
رویایی است که همیشه ان را می بینم
و امید من را زنده نگه داشته است
برای روزی که بازگردی
رویایی است که همیشه ان را می بینم
و امید من را زنده نگه داشته است
برای روزی که بازگردی
نفرین است ، رحمت است
که عشق را بیابی
اکنون ترجیح می دهم هیچ چیز نداشته باشم
تا به کم تر قانع شوم
که عشق را بیابی
اکنون ترجیح می دهم هیچ چیز نداشته باشم
تا به کم تر قانع شوم
حالا می فهمم عشق که می رود چه حالی است
وقتی عشق می رود
-----
عکس از میرلا
وقتی عشق می رود
-----
عکس از میرلا

No comments:
Post a Comment