خدا به انسان نعمت فراموش کردن رو داد ، پس آیا این عدالت که به خاطر اشتباهی که یک بار مرتکب شدم هر روز عمرم رو مجازات بشم ؟
از گذشته ام هیچ شادی رو به خاطر نمی آورم جز یک چند سایه روشن هایی که با دوستان داشتم که آن ها هم از روزی به روز بعد به شب تاریکشون نزدیک تر می شن و جاشون رو خاطراتی که ندارم پرمی کنند.
امروز فهمیدم که چه زندگی ترحم آمیزی دارم هر روز بلند میشم سعی می کنم خودم را گرفتار "نشون" بدم تا مجبور نباشم به چیز دیگه ای فکر کنم زندگی ام را سرعت بدهم تا مجبور نباشم بایستم و حیات را ببینم . تا به حال شده در میان یک جمعیت عظیم ناگهان بایستی و به اطراف بنگری ببینی مردم با چه سرعتی از کنار هم در کنار هم می گذرند بدون این که اصلا چیزی جز مقصد ، این مقصد دست نیافتنی ، فراموشی زندگی ملال آورشان برایشان مهم باشد ، اگر فکر می کنی که وقتی پیر شدی وقت کافی داری تا زندگی را بفهمی در اشتباهی چون زندگی همین افراد دور و برت هستند تو در جوانی از کنار آن ها گذشتی اکنون وقت جزا است که ببینی آن ها بدون این که به تو مهلت اکتشاف دهند می گذرند و تنها چیزی که برای تو می گذارند همان حس تنهایی است که بعدها تبدیل به افسردگی می شود اگر شانس نیاوری آلزایمر.
راستی اگر فردا از تو بپرسند آیا زندگی کردی چه می گویی ؟ آری ، اگر بگویم یک دروغ است .
صبح دانشگاه کلاس خونه درس شام کتاب خواب ،تو راه هم چند تا تماس می گیرم تا به مردم ،احتمالا ، نشون بدم چیزی ام که نیستم ،یک آدم مهم، تا به حا به این فکر کرده ای که اگر همین الان از روی زمین محو شوی آیا کسی برایش مهم است ؟ کسی به دنبالت می آید ؟ اگر بمیری چه مدت باید بالای این قفس روانت منتظر بمانی تا کسی تو را بیابد، اگر یافت چه با خود بگوید " اه عوضی از دستش راحت شدم حالا راحت تر زندگی می کنم" یا "خدا رحمتش کند چه آدم خوبی" چه فایده دیگر؟
بهترین سرمایه هایت دوستانت هستند تا به حال به آن ها فکر کرده ای ؟ آیا واقعا دوست تو هستند یا فقط آمده اند تا تکه ای از تو را باخودشان ببرند ؟
خیلی وقت که دیگه احساس انسان بودم نمی کنم خیلی وقت که دیگه هیچ چیز برایم مهم نیست "غذا چی می خوری" "بریم بیرون ؟" با چاییت قند می خوری؟" برام مهم نیست . برام زیبایی یک گل پرستو رنگ مهم نیست مرگ درد فقر مهم نیست تقریبا خیلی وقته که هیچ حس عمیقی نداشتم شاید برای همین خیلی به موسیقی علاقه دارم چون بهم چیزی رو می ده که برای زندگی بهش نیاز دارم .
چه فایده الان این ها رو می نویسم ، تا ده دقیقه دیگر یا همه را پاک می کنم یا ... اما فردا دوباره زندگی – بنده گی زمان – رو از سر می گیرم. تو هم که این ها رو می خونی یا فراموش می کنی یا از ذهنت می گذره که چه آدم بدبختی ام یا خودت چه زندگی ای داری (همونی که من توصیف کردم شاید) ؟
تو برای زندگیت چه کار کردی ؟
تقدیم به ریحانه (خانوم) که خاطر نشان کردند من فقط مطالب دیگران رو می دزدم
یک شعر هم ضمیمه می کنم که فکر نکنند راجع به شعر گفتنم دروغ گفتم
قطعه شعر بوی ریحان تقدیم به ریحانه
آسمان سرخ بود زمین سیاه
در من نگریستی
با چشمانی سیاه ،زمین سبز شد
به من خندیدی با لبی سرخ ، آسمان آبی شد
باد وزید تا طمع گیسوانت را بچشد
ابرها غلتیدند، تو رفتی
یادت ماند ابر و زمین و آسمان ماند
هر کجا رفتی ، افق های طلایی بردی
اما چرا از من قلبم را
آسمان آبی بود زمین سبز بود
و در هوا بوی ریحان موج می زد
حال
گذشته هایم را برای شما می گذارم
قدم هایم را برای کوی سرد و خاموش
چشمانم را به افق های طلایی
دستانم را برای نوازشتان
قلبم را برای تویی که دوستت می داشتم
گیسوانم را به بادهایی که خاطراتم را می آشفت
لبانم را به کلماتی که بر رویش فوت می کردند
و بدنم را بدن خسته ام را با خودم می بردم
زیرا خواستاری نداشت
می برم تا بدان روح آبی بخشم
و بوی ریحان تا یاد تو باشد
خداحافظ
خداحافظ
هومن
از گذشته ام هیچ شادی رو به خاطر نمی آورم جز یک چند سایه روشن هایی که با دوستان داشتم که آن ها هم از روزی به روز بعد به شب تاریکشون نزدیک تر می شن و جاشون رو خاطراتی که ندارم پرمی کنند.
امروز فهمیدم که چه زندگی ترحم آمیزی دارم هر روز بلند میشم سعی می کنم خودم را گرفتار "نشون" بدم تا مجبور نباشم به چیز دیگه ای فکر کنم زندگی ام را سرعت بدهم تا مجبور نباشم بایستم و حیات را ببینم . تا به حال شده در میان یک جمعیت عظیم ناگهان بایستی و به اطراف بنگری ببینی مردم با چه سرعتی از کنار هم در کنار هم می گذرند بدون این که اصلا چیزی جز مقصد ، این مقصد دست نیافتنی ، فراموشی زندگی ملال آورشان برایشان مهم باشد ، اگر فکر می کنی که وقتی پیر شدی وقت کافی داری تا زندگی را بفهمی در اشتباهی چون زندگی همین افراد دور و برت هستند تو در جوانی از کنار آن ها گذشتی اکنون وقت جزا است که ببینی آن ها بدون این که به تو مهلت اکتشاف دهند می گذرند و تنها چیزی که برای تو می گذارند همان حس تنهایی است که بعدها تبدیل به افسردگی می شود اگر شانس نیاوری آلزایمر.
راستی اگر فردا از تو بپرسند آیا زندگی کردی چه می گویی ؟ آری ، اگر بگویم یک دروغ است .
صبح دانشگاه کلاس خونه درس شام کتاب خواب ،تو راه هم چند تا تماس می گیرم تا به مردم ،احتمالا ، نشون بدم چیزی ام که نیستم ،یک آدم مهم، تا به حا به این فکر کرده ای که اگر همین الان از روی زمین محو شوی آیا کسی برایش مهم است ؟ کسی به دنبالت می آید ؟ اگر بمیری چه مدت باید بالای این قفس روانت منتظر بمانی تا کسی تو را بیابد، اگر یافت چه با خود بگوید " اه عوضی از دستش راحت شدم حالا راحت تر زندگی می کنم" یا "خدا رحمتش کند چه آدم خوبی" چه فایده دیگر؟
بهترین سرمایه هایت دوستانت هستند تا به حال به آن ها فکر کرده ای ؟ آیا واقعا دوست تو هستند یا فقط آمده اند تا تکه ای از تو را باخودشان ببرند ؟
خیلی وقت که دیگه احساس انسان بودم نمی کنم خیلی وقت که دیگه هیچ چیز برایم مهم نیست "غذا چی می خوری" "بریم بیرون ؟" با چاییت قند می خوری؟" برام مهم نیست . برام زیبایی یک گل پرستو رنگ مهم نیست مرگ درد فقر مهم نیست تقریبا خیلی وقته که هیچ حس عمیقی نداشتم شاید برای همین خیلی به موسیقی علاقه دارم چون بهم چیزی رو می ده که برای زندگی بهش نیاز دارم .
چه فایده الان این ها رو می نویسم ، تا ده دقیقه دیگر یا همه را پاک می کنم یا ... اما فردا دوباره زندگی – بنده گی زمان – رو از سر می گیرم. تو هم که این ها رو می خونی یا فراموش می کنی یا از ذهنت می گذره که چه آدم بدبختی ام یا خودت چه زندگی ای داری (همونی که من توصیف کردم شاید) ؟
تو برای زندگیت چه کار کردی ؟
تقدیم به ریحانه (خانوم) که خاطر نشان کردند من فقط مطالب دیگران رو می دزدم
یک شعر هم ضمیمه می کنم که فکر نکنند راجع به شعر گفتنم دروغ گفتم
قطعه شعر بوی ریحان تقدیم به ریحانه
آسمان سرخ بود زمین سیاه
در من نگریستی
با چشمانی سیاه ،زمین سبز شد
به من خندیدی با لبی سرخ ، آسمان آبی شد
باد وزید تا طمع گیسوانت را بچشد
ابرها غلتیدند، تو رفتی
یادت ماند ابر و زمین و آسمان ماند
هر کجا رفتی ، افق های طلایی بردی
اما چرا از من قلبم را
آسمان آبی بود زمین سبز بود
و در هوا بوی ریحان موج می زد
حال
گذشته هایم را برای شما می گذارم
قدم هایم را برای کوی سرد و خاموش
چشمانم را به افق های طلایی
دستانم را برای نوازشتان
قلبم را برای تویی که دوستت می داشتم
گیسوانم را به بادهایی که خاطراتم را می آشفت
لبانم را به کلماتی که بر رویش فوت می کردند
و بدنم را بدن خسته ام را با خودم می بردم
زیرا خواستاری نداشت
می برم تا بدان روح آبی بخشم
و بوی ریحان تا یاد تو باشد
خداحافظ
خداحافظ
هومن

salam
ReplyDeletebebinam ino khodetun neveshtin?
yani ehsase khodetuneh?
az ye jahaEsh khosham umad
in k khodamo gerftar neshun midam ta majbor nabasham b chizeh dgeE fek konam
dar moredeh dostam vase man k inguri bod har ki umad hala doostam k 2kjtaran ya hata un k pesar bod(faghatam hamon bod shokreh khoda)
umadan ye tikeh az ghlbamo bordan jash behem khatereh dadan ta har vaght yadeshun bioftam delam begireh ya be ghole khodetoon(ya un k ino neveshteh)
kam kam mahv beshan chon khatereE jashon nadaram
rastesh manam khasteam az in zendegi hala emshab mikham up konam dalilesho begam faghat bazi vaghtha k miram masjed dameh azan ehsas mikonam na zendegi ham hast
manam miram daneshgah metro dars khoneh net sham sobhe rozeh bad tekrar o tekrar
jedi ageh bemiram ki yadesh mimuneh parisaE vojud dashsteh?
az khodam badam miyad koli arezo dashtam delammikhast adameh motefaveti basham 1 kare khobi to in 2niya anjam bedam ama 20 salam tamom shod o...........
shereh male khodetuneh?
bale dasteton dard nakone ,man ta 4 sal pish ham matn adabi mineveshtam ham sheer migoftam ham naghashi mikardam. vali ....nemidonam 1ho chi shod.
ReplyDeletesheer ham male khodame 1kocholo eslahesh kardam baad az didan shoma. dobare biain kamelesh ro bekhonid.
chand ta az naghashiam ham shaiad up konam. 1kam zaiast. sheer ham ghodrat sheerhaie ghadimamro nadare. baiad tamrin konam.
salam
ReplyDeletebaba az khodam khejalat keshidam
cheghad adam fali hastin?!!!
albateh bayad azatun 1shekaiateh rasmi bokonam in che vazesheh shoma haghe mano khordid?
in hameh estedad vase 1nafar zolmeh!
(shokhi kardama!)
sheretun kheili ghashangeh in 2jasho kheili doost daram:قلبم را برای تویی که دوستت می داشتم
و بدنم را بدن خسته ام را با خودم می بردم
زیرا خواستاری نداشت
manam up kardam doost dashtid ye sari bezanid
garcheh kolan khozabalat neveshtam emshab badjoor ghati kardam
salam:
ReplyDeletemigama shoma ham midooni man kolan adameh konkavi(fozul naha 1khordeh konjkav)
hastam harf mizanid baghiasho nemigid?
chi mikhastin begin?!!!!!!!
badam hameh ma 1chizaE darim 1chizaE na
man k tu hameh omram azash 1chiz khastam behem hanooz nadadeh vali sabram ziyadeh belakhare migiramesh
are adameh pichideE hast manao badjur b fekr andakhteh
migam doost dashtid ye sar in sit bezanid behetun migeh tu zendegi ghablitoon ki bodeh(ma k b tanasokh eteghad nadarim vali jalebeh)
man ye mardeh rahnama ya captain
inam hadafameh vase in 2nya
Your main task is to make the world more beautiful. Physical and spiritual deserts are just waiting for your touch. Keep smiling!
(rasti 1chizi man jadidan kheili por harfi mikonam ageh aziatetun mikoneh rok bem begid)
rasti siteh ineh:
ReplyDeletehttp://thebigview.com/pastlife/
migam ja in k mailesh konid khososi vasam befrestideh
ReplyDelete(dge khodam kalafeh shodam vay b shoma)
baraie in k az in be bad commentaton kotah bshe (hamoon tor k khodeton mikhain) man tah har commenteton in jomla ro automatic mikhonam k shoma kheili por harfi kardid ta dige majbor nashid benevisidesh. khobe ?
ReplyDeleteoh...my god......un valish ro man midunam Dge...az vaghti ye bande khoda ro shenakht....zendegish az in ru be un ru shod.....un adam...adame khubi nabud....ishun ro ham bad kardesh.....hame zendegi ha me3 hame........A dele ghafel!!
ReplyDeletesalam:
ReplyDeletekhobid?
1khaheshi dahtam mitonid lyrice in 3ta ahangaro baram bezarid?
Jose Felsiano - Rain
Jose Felciano - Gipsy
a rainy night in paris-khanadasho nemishnasam
asheghe in 3ta ahangam
kheili doost daram lyriceshuno dashteh basham 1chizEsho mifahmam ama na hamasho
baram kheyli ajibe ke khanandeye akhari ro nemidunin.....Chris De Burg e Dge.....
ReplyDelete