Popular Posts

Powered by Blogger.

تق تق تق بر دروازه بهشت

مامان این نشان را از من بگیر
دیگر نمی توانم از آن استفاده کنم
دارد تاریک می شود ، در این تاریکی نمی توان دید

انگار دارم بر دروازه بهشت در می زنم
تق تق تق بر دروازه بهشت

مامان اسلحه ام را روی زمین می گذارم
دیگر نمی توانم به آن ها شلیک کنم
آن ابر تیره عظیم دارد پایین می آید

انگار دارم بر دروازه بهشت در می زنم
تق تق تق بر دروازه بهشت
< >

2 comments: