مامان این نشان را از من بگیر
دیگر نمی توانم از آن استفاده کنم
دارد تاریک می شود ، در این تاریکی نمی توان دید
انگار دارم بر دروازه بهشت در می زنم
تق تق تق بر دروازه بهشت
مامان اسلحه ام را روی زمین می گذارم
دیگر نمی توانم به آن ها شلیک کنم
آن ابر تیره عظیم دارد پایین می آید
انگار دارم بر دروازه بهشت در می زنم
تق تق تق بر دروازه بهشت
دیگر نمی توانم از آن استفاده کنم
دارد تاریک می شود ، در این تاریکی نمی توان دید
انگار دارم بر دروازه بهشت در می زنم
تق تق تق بر دروازه بهشت
مامان اسلحه ام را روی زمین می گذارم
دیگر نمی توانم به آن ها شلیک کنم
آن ابر تیره عظیم دارد پایین می آید
انگار دارم بر دروازه بهشت در می زنم
تق تق تق بر دروازه بهشت
This is one of my Favorits
ReplyDeleteit's very good
ReplyDelete