ناقوس ها به صدا در می ایند و یک شهر گریه می کنند
انعکاس یک صدا از گذشته ذهنت را اشفته می کند
ارواح از پشت دیواری شیشه ای قدیمی می خوانند
هنوز از میان غباری که بر جای گذاشته اند نگاه می کنند
فال بین ها از حسی که بهشان اهدا شده است می خوانند
در حالت خلسه با امیدی برای پاسخی جدید
ناقوس ها برای عابرین به صدا در می ایند
یک صدا در گذشته ای که بر جا گذاشته ام انعکاس می یابد
این حمله قلبی باز می گردد ، به هوش باش
تو به اندازه کافی از دست داده ای ، منتظر نمان
از میان گوی های بلورین با تو ارتباط برقرار کرده اند ، سرنوشت تو است
وایسا ، افکاری که فروخته ایم ، ببین چگونه معنی می یابند
بنگر که چگونه باز می گردند و حمله می کنند ، باز می گردند و ما ترک برمی داریم
فروخته شده ، تمام ان رویا ها فروخته شده اند ، تمام ان افکار تحت کنترل هستند
تمام ان افکار باز می گردند ، بگزار ترک بردارد ، بگزار بشکند
مانند یک حمله قلبی

No comments:
Post a Comment