میرم شاید رفتنم دردی رو دوا نکنه
ولی مصلحت خواه من
میرم که شاید باشد سوی مصلحت راه من
بیا بریم مگه همه درها به روت قفل نبود ؟
بیا بریم انقدر واسه جوون ها کفر نگو
بیا بریم ادم های این جا دورو و پستن
انگاری به هم رگبار دروغ رو بستن
وقتی پیششی رفیقت تو رو مرامش کشته
وقتی می ری می کشه فحش ناموس رو پشتت
جامعه قطار بیباک تو مثل ریلی
وقتی نه مجنون داریم و نه یک باکره مثل لیلی
میگی جوون ها تشنه نصیحتن ، چی شد مشکشون ؟
هه بذار برم تنها بمونن با شیش و هشتشون
اخه واسه من این جا قفسه هست یک جای غم
چی بگم به تو که در میاد نفست از یک جای گرم
واسه تو که تا یک ظهر می خوابی و واسه مامان بابا جیره خواری
ولی من موندم و این زندگی و دو تا جیب خالی
من میرم گرچه که تا نیمه شب بازه چشمم
من میرم ولی ندونستی تو راز عشقم
من میرم اینو می فهمی از لرزش لب هام
من میرم و کسی نفهمید ارزش حرف هام
به خودم می گم و کسی که درکت می کرد
بیا بریم باید کنیم ترک میهن
بیا بریم که بمیره مرد و نصیحتی
بیا بریم که نباشه درد و اذیتی
حرفت تلخ ، راسته ، مثل مته است تو گوششون
اسم تو هم سایه مثل بختک رو دوششون
بیست میلیون شنونده و اسم من و غیره کجا ؟
لیست مجرم ها و خواننده غیر مجاز
تو با سندت می گی ایران رو "شوکه" کردی
نه سوژه هفتاد میلیونی که مثل جوک بخندیم
هی به خودم می گم بیباک این ترک رو کش نده
آخه خواننده رپ دلیل ورود کرک به کشوره ؟
پیرمرد کپون به دست رو می پیچونی که باطل همش
نابرادری که تا برق می ره مردم سر چهار راه قاتل همن
اگه هر لحظه جامعه خوردت می کنه خب تو شبیه مایی
ما همه مرده پرستیم مثل مرگ خسرو شکیبابی
پس بذار منم برم بمیرم که کاملا قصه حاضره
شاید منم مجوز بگیرم بعد از مرگم ، مثل ناصر عبداللهی
همه جا با دو تا بال تو برم
گرچه ترجیح حرف ما رو بخوان طول بدن
ولی اجتماعی بودم ، وای از اول هم اشتباهی بودم
من میرم گرچه که تا نیمه شب بازه چشمم
من میرم ولی ندونستی تو راز عشقم
من میرم اینو می فهمی از لرزش لب هام
من میرم و کسی نفهمید ارزش حرف هام
نشون دادم تو فضای بسته معنی پشتکار رو من
بذار برم که شاید خیلی ها خوشحال شدن
به خدا بچه سر چهار راه رو می بینم بغض گلوم
می گیره ماها بدیم سامی یوسف خوبه لپ کلوم
جامعه یک بیمار رپ مثل قرصشه خب
مجوز به رپ ؟ هه مسخرس پرسش تو
شش ماه نخوندم غم های دنیا رو به من کمونه کردن
ولی مثل بقیه من کی مشکلات رو بهونه کردم ؟
آره محمد تو این سر داره خشم
داستان زندگیم رو می دونستی صد باره اشک
می ریختی تو که عکس رو در آغوشی
دو روز دیگه بیباک رو می سپری به دست فراموشی
مسئله نگاه بد به رپ رنج من ، نه مسئله ی مالیه تا
برادر بذار برم نگو خالیه جات
من میرم گرچه که تا نیمه شب بازه چشمم
من میرم ولی ندونستی تو راز عشقم
من میرم اینو می فهمی از لرزش لب هام
من میرم و کسی نفهمید ارزش حرف هام
No comments:
Post a Comment